فرصت استثنایی کسب و کار اینترنتی href="http://richgoptr.com/pages/index.php?refid=behnoosh">richgoptr.com fmptr.comgenuineptr.compaypermails.comroyalptr.com
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا

مترجم سایت

مترجم سایت

شوخی های جالب شبکه های اجتماعی - جوانان
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1391
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته های تان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته های تان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

- نوستراداموس تکلیفمونو مشخص کنه!
واسه امتحانات بخونیم یا دنیا قراره نابود شه؟!

- داریم آبگوشت می خوریم، گوشتکوب رو گرفتم دستم تیریپ خاطره ها کودکی ... به بچه خواهرم می گم: دایی جون این گوشتکوب سنش از منم بیشتره ...
مادرم از اون ور میگه: فایدشم همینطور!

- یه کاسه ای هست بهش میگن کاسه صبر، منتها من شک دارم که واقعا واسه من یکی کاسه باشه فک کنم از این لگن قرمزاس

- به نظرتون بعد از اینکه فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی؟

- واسه رانندگی تو تهران داشتن گواهینامه کفایت نمی کنه. باید یه لیسانس مدیریت بحران هم داشته باشی!

- یکی از فانتزیام اینه که کنترل تلویزیون خونمونو بردارم برم دم این مغازه های صوتی تصویری، این تلویزیونایی که گذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم

- خب مامان جون لوازم مدرسه ت رو برداشتی؟
- بله!
باز کپسول آتش نشانی و جلیقه ضد گلوله ات یادت رفته که!

- من نمی دوم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی حتی خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح HD یادِ آدم میاد.

- اعتراف می کنم سوم دبستان که بودم یه روز معلم مون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود، تکلیف شبمو ازش گرفتم، یه همچین کثافتی بدم من!

- بعضی از این خواننده ها رو باید بهشون پول داد که دیگه آهنگ جدید ندن بیرون! حق السکوت یعنی.

- ساعت 6:40 صبح تو رادیو گفت: با هر کی قهرین همین الان بهش زنگ بزنین و آشتی کنین. والا با هر کسی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم 10 سال باهامون حرف نمی زنه!

- تعریف از خود نباشه، ولی دم هر مرکز خریدی که میرم دراش خود به خود برام باز می شه!

- یه سوال پرسیدن که آیا حاضری به دوران بچگیت برگردی و بزرگ نشی؟ دختره 11 ساله رفته نوشته: آره! با این تفاسیر دهه شصت نسل دایناسورها محسوب می شه

- اعتماد کردن به بعضیا تو این دنیا مثل فتح کردن قله اوِرِست با دمپایی ابری میمونه

- تا حالا دقت کردین هر استادی که اول ترم با لبخند وارد میشه آخر ترم اشک شما رو درمیاره؟

- این فوتوشاپم زودتر تحریم کنن، ما بفهمیم بعضیا واقعا چه شکلی ان!

- اینایی که میگن 21 دسامبر دنیا تموم می شه همونایی هستن که رفتن پشت بوم آرم پپسی و رو ماه ببینن

- زن داداش چیست؟
مارمولکی موذی و خطرناک که به طور مرموزی نظم خانواده را به هم می زند در حالی که معتقد است تمام مشکلات زیر سر خواهر شوهر است!

- مراحل درس خوندن یک دانشجو:
خوابیدن روی جزوه
گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی
جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین
خاک گیری گوشه های موابیل
گرفتن چندین عکس با گوشی از خود در حالت های مختلف و در ژست درس خواندن. اس ام اس بازی با بچه های کلاس که هر کدوم چقدر درس خوندن. خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سر کلاس نوشتن، فحش دادن به درس و دانشگاه و در آخر هم خسته شدن و رفتن و یه چیزی خوردن.

- قدیما برق ها رو روشن می ذاشتیم می رفتیم مسافرت که دزده فکر کنه یکی خونه هست، الان هر جوری حساب می کنیم اگه برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره!

- یکی از دغدغه های دوران کودکیم این بود که معنی فحش ها رو از کی بپرسم.

- کودک درونم پیرمرد درونم رو اسکل می کنه می خنده. قدیم اینجوری نبود، جرات نمی کرد پاشو جلوش دراز کنه لم بده!

- این حقوق بشر که میگن رو پس کِی می ریزن به حسابمون؟

- دقت کردین تو امتحان بهت سوالایی میدن که به عمرت ندیدی و بهشون جوابایی میدی که به عمرشون ندیدن؟

- یه کتونی خریدم اصل چینی. یعنی وقتی پام می کنم کاملا حس می کنم چینیا دمپایی توالتاشون رو آب کردن باهاش این کتونیه رو ساختن!

- بابام بهم پول داده برم خرید، می گم تو که پول می دی یه کم بیشتر بدهف زیاد اومد برمی گردونم من بچه اتم!
می گه: تو دنیای منی اما به دنیا اعتمادی نیست!

- این فروشنده ها می خوان تبلیغ جنسشونو کنن میگن مشتری برده راضی بوده
یعنی واقعا مشتریا بعد از استفاده برمی گردن مغازه می گن آقا ما خیلی راضی بودیم؟!

- تو ویترین فروشگاه یه پیانو دیدم سه میلیون و 300. داشتم برای خریدش نقشه می کشیدم که فهمیدم 33 میلیونه. از او موقع تا حالا دیگه دارم برای دزدیدنش نقشه می کشم!

- لب آدم هیچ وقت تبخال نمی زنه مگه اینکه 24 ساعت بعدش عروسی یا مهمونی دعوت باشه

- آخرش نفهمیدم این زنگ پرورشی برای چی بود؟ همیشه هم می گفتن برای معلمتون مشکلی پیش اومده، گفته نمیاد!

- من موبایلمو پرت می کنم، له می کنم، بهش فحش می دم، مشت می زنم، گمش می کنم اما یه لحظه اگه نباشه، دووم نمیارم

- حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون چون فقط یه قلب داره،
بزن دندوناشو بشکن که 32 تا داره

- دیشب بابام اومده بهم میگه پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ
می گم: بابا به خدا خسته م، نمیتونم.
می گه: 10 تومان می دم برو، منم خسته ام.
می گم: بی خیال، 10 تومان می دهم خودت برو!
پا شده شلوارش رو پوشیده و می گه مرد نیستی اگه ندی
پای مردونگیم موندم 10 تومان بهش دادم.
داد می زنه می گه: خانوم پاشو بیا بستنی بخوریم!

- اون روزا تحفه ای هم نبود ...
این روزان که خیلی افتضاحن و باعث شده اون روزا خوب به نظر بیاد

- کبوتری لب تنگ ماهی نشست و گفت: ای ماهی تو که سقف قفست شکسته، پس چرا پرواز نمی کنی؟ ماهی نگاهی به کبوتر انداخت و گفت: برو خودت رو مسخره کن دلقک!